مشاوره در امور زندگي
جهت مشاوره به اين صفحه برويد و فرم مربوط به آن را پر نماييد
( خانوادگي، ازدواج، اجتماعي، تحصيل ) و کمک به تصمیمگیری و برنامهریزی - براي مثال مشاوره تحصيلي:
هر چه درس ميخوانم موفق نميشوم! آري درست ميگوييد من ميدانم بايد چه بكنيد اگر دقيقاً به آنچه كه ميگويم عمل كنيد. ايجاد مدرسه و دانشگاه و بهبود كيفي برنامههاي آموزشي ، فعاليتهاي تربيتي ، فرهنگي و علمي و خط مشيهاي كوتاه و دراز مدت و ... اما چنين به نظر ميرسد كه وراي اين جريانات دلپذير، حقيقت امر حكايت از واقعيتي ديگر ميكند. در تعليم و تربيت به معناي وسيع آن با بحراني بيسابقه روبرو شده است كه مواجهه با آن ديگر از طريق وصله دوزيهاي موضعي و رفت و روي تنها ميسر نيست. با آنكه اعتبارات آموزشي درصدي از بودجه را در بر ميگيرد، هنوز آن ايدهآل براي دانش آموزان امكان نيافته است بلكه در عمل با مشكلاتي روز بروز بيشتر روبرو ميشوند. هدف اصلي هر برنامهريزي آموزشي آنست كه تعليم و تربيت به عنوان فعاليتي فراگير و همه جانبي در راه پرورش انساني كامل و اجتماعاتي نو تلقي گردد. هدف ملتها بايد آن باشد كه در درجه اول به دنبال آموزش و پرورش بروند و در اين راه نسبت به انتخاب وسايلي كه براي هدف لازم است هيچگونه پي ورزي كه ناشي از پيشداوريها و معتقدات قبلي نشان ندهند. بدانيد و آگاه باشيد كه بررسي همه جانبه نشان ميدهد كه تضادها و تنگناها و حتي خطرات و سياستهاي رايج بر جنبههاي ديگر گسترش كوركورانه نظامهاي موجود غلبه ميكنند. مطمئن باشيد كه با وسايلي ديگر، با تاثيري بيشتر و با مخارجي كمتر هدفهاي عمده تعليم و تربيت را ميشود تامين نمود. آنگاه راهي جز اين نيست كه با نهايت شجاعت و احساس مسئوليت به نوآوريهاي لازم بايد پرداخت و از راهحلهاي انقلابي كه شايد لازمه تغييرات شالودهاي و اساسي است هراس بيجا نداشت. اگر آموزش و پرورش بتواند سهم اساسي خود را در بكار انداختن نيروي دسته جمعي مردم و بسيج كردن امكانات علم و عمل در راه ايجاد و توسعه اجتماعات زنده و از بند رسته ايفا كند، در آن صورت ميتوان اميدوار بود كه عشق و زندگي بر تخريب و مرگ تدريجي چيره خواهد شد و انسان كنترل مجدد خود را بر شالودهها و نهادهاي تسلط آوري كه انسانيت و تماميت او را به خطر انداختهاند، بدست خواهد آورد. در آن صورت ميتوان گفت كه آموزش و پرورش به عنوان عاملي موثر در راه ظهور انساني نو، انساني كامل و آزاد به كار رفته است. تنها در آن صورت نيز ميتوان اميدوار بود كه بالاخره عمل چنين انساني به پديد آمدن اجتماعاتي آزاد و دموكراتيك، اجتماعاتي باز و انسان پرور كه بر اساس مشاركت خلاق همه اعضاي آن بنا شده باشد، منجر گردد. من ميگويم: محيط و ميدان عمل «مدرسه ، دانشگاه» سابق را بايد از چهار ديوار شناخته شده آن بيرون آورد و شامل تمامي افراد اجتماع نمود. به عبارت ديگر بايد از همه امكانات يك جامعه براي بالا بردن سطح دانش و بينش و شكوفا ساختن امكانات فكري و عملي انسانها استفاده كامل برد. آري بايد روابط يك طرفي و تسلط آميزي را كه معمولاً بين آموزگار و دانش آموز برقرار ميشود اساساً تغيير داد تا فراگرد آموختن از دانش آموز سرچشمه گيرد نه به عكس. دوست گرامي، دانش آموزان و دانشجويان پيرامون رشد و شكوفائي خودشان گم شدهاند و نمي دانند به چه چيز بيانديشند. در زندگي تحصيلي خود موفق و راحت نيست. در جامعه معدود افرادي به موفقيتهاي بزرگ ميرسند و بعضي ديگر در گمنامي ميمانند. به هر حال در اين مشاورهها شما براحتي ميتوانيد مسير خودتان را بهتر انتخاب نماييد.
جهت مشاوره به اين صفحه برويد و فرم مربوط به آن را پر نماييد
براى قرار دادن لينک ما در سايتتان كد مربوط را از اينجا دريافت و در سايت خود قرار دهيد ![]()



