تبليغ دوستان

با هماهنگي سركار خانم گياهي پاسخده بخش اجتماعي فرهنگي ناحيه يك شهرداري منطقه هشت، در دي ماه هشتادو هشت به ساختمان سلامت ياسمن براي تعدادي از بانوان جهت معرفي خودم و موضوع خود شناسي رفتم.
در آنجا با خانم ثابت قدم آشنا شدم. چند دقيقه نگذشته بود كه آقايي نزد من آمد و نشست. ابتدا تصور كردم بايد با ايشان درباره خودم صحبت كنم. اما متوجه شدم ايشان هم استاد دوره آموزشي هستند. خانم ثابت قدم رو به من كرد و گفت: آقاي نصيري شما بفرماييد برويد و براي خانمها صحبت خودتان را شروع كنيد. محبت كنيد پنج دقيقه بيشتر طول نكشد. چون ساعت ده و نيم نوبت ايشان هست....
من اصلا نفهميدم ايشان چه گفت، پنج دقيقه ..... خانم گياهي گفت جهت سخنراني ....... پنج دقيقه ...... ايشان ساعت ده و نيم ....... شروع كنيد ....... محبت ........ باور كنيد گيج شده بودم همينطور چند ثانيه حرفها را پيش هم چيدم برايم مفهوم نبود. به ايشان گفتم:


خانم عزيز اين چه جور سخنراني هست؟ ايشان گفت: آقاي نصيري شما خودتان را معرفي كنيد به اميد خدا روزهاي بعد در خدمت شما هستيم. با كمي عصبانيت گفتم: اين همه راه آمدم كه در پنج دقيقه خودم را معرفي كنم. اين را خودتان انجام مي‌داديد. به من گفتند بيايم براي سخنراني ......
خيلي خوب آقاي نصيري ده دقيقه باشه؟ من گفتم انگار دارم گدايي زمان مي‌كنم. نمي‌دانم چه چيزي بود كه نگذاشت من بروم. به او بر خلاف ميلم گفتم باشه تا پانزده دقيقه تمام مي‌كنم. در آن هنگام برايم عجيب بود كه براي چي پذيرفتم. اولين بار بود توي بيش از چهار صدو پنجاه بار سخنراني زمان من ده دقيقه باشد. بهر حال رفت توي اتاق و رو به مدعوين ايستادم و با پوزش از اينكه تند تند حرف مي‌زنم و چه شده، مطالب خود را بازگو كردم. باور كنيد شگفت انگيز بود. تمام عزيزان بسيار راضي بودند و كاملا تمام موضع را درك كردند. وقتي حرفهايم تمام شد به اتاق خانم ثابت قدم رفتم و ايشان از من تشكر كرد و با آب ميوه‌اي از من پذيرايي كردند. او خودش به من گفت: خانمها راضي بودند. شما هر هفته اين برنامه را ادامه دهيد......

 

Add comment


Security code
Refresh

توجه کنید


دانشنامه انسان شناسى راه اندازى شد
ویژه اعضا

Translate
English French German Italian Portuguese Russian Spanish
رويدادها
گفتگو با من
ورود به سايت