ما به همه جاى دنيا با پيام عشق و دوستى سفر ميكنيم

اكنون اينجا هستيم

تبليغ دوستان

اخبار ملاقاتها
تصویر
خانم پتگر مهر آفرين
جمعه, 27 آذر 1388
روز يكشنبه هشتم آبان ماه هشتاد و هشت با سركار خانم پتگر دختر نقاش معروف جناب پتگر... ادامه مطلب...
تصویر
دبیر اول مطبوعات
جمعه, 27 آذر 1388
آبان هشتادو هشت به سفارت ونزوئلا رفتم. پيش از اين در مهر ماه با سركار خانم لورنا... ادامه مطلب...
تصویر
مطبوعات ونزوئلا
جمعه, 27 آذر 1388
در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال با سرکار خانم لورنا کوئینز دبیر اول مطبوعات دیداری... ادامه مطلب...
تصویر
فرماندار شهر نور
سه شنبه, 05 مرداد 1389
اول اينكه خير مقدم مي‌گم به حضرت عالي و خانواده محترمتون و خسته نباشيد و خوش آمد. ادامه مطلب...
تصویر
میهمانی سفارت تاجیکستان
جمعه, 27 آذر 1388
با دعوت منشی گرامی سفارت از طرف سفیر به مناسبت جشن ملی در پنجم مهر ماه به سفارت... ادامه مطلب...
تصویر
موزه برادران اميدوار
جمعه, 27 آذر 1388
مهر هشتاد و هشت در سفارت سنگال با جناب الحاجي عليون سام سفير گرامي و مهربان و دوست... ادامه مطلب...
تصویر
دانشگاه آزاد نور
سه شنبه, 05 مرداد 1389
بسم الله الرحمان الرحيمبنده بسيار خوشحالم كه خانواده آقاي نصيري كار خوبي را شروع... ادامه مطلب...
تصویر
سفير سفارت سنگال
شنبه, 19 دی 1388
دي ماه هشتاد و هشت دومين ملاقات خودم را با جناب الحاجي عليون سام با سفير گرامي... ادامه مطلب...
تصویر
موسسه نيكوكاري مهر آفرين
جمعه, 27 آذر 1388
دوشنبه 25 آبان ماه به موسسه نيكوكاري مهر آفرين رفتم. در آنجا با جناب عليرضا غفاري... ادامه مطلب...
تصویر
كانون جهانگردي اتومبيلراني
شنبه, 19 دی 1388
در دي ماه هشتاد و هشت با جناب پرهيزكار رييس كانون جهانگردي و اتومبيلراني ملاقاتي... ادامه مطلب...
تصویر
ميهماني سفارت آذربايجان
جمعه, 27 آذر 1388
در سال هشتادو پنج پس از ملاقاتهاي بسيار عالي كه با سفير گرامي سفارت آذربايجان... ادامه مطلب...
تصویر
ايرج نوذري نمايشگاه الكامپ
جمعه, 27 آذر 1388
من زماني كه در سال هفتاد به كار خدمات اتومبيل مشغول بودم با جناب نوذري آشنا شدم... ادامه مطلب...
تصویر
نمایشگاه مطبوعات خبرگزاری
جمعه, 27 آذر 1388
بيست و هشتم آبان ماه سال 87 به خاطر نمايشگاه مطبوعات بر اساس دعوتی که شدیم به تهران... ادامه مطلب...
تصویر
انتشارات گوتنبرگ چاپ کتاب
جمعه, 27 آذر 1388
با سپاس از جناب نيكبخت عزيز كه هميشه به ما لطف دارند. ادامه مطلب...

در نمايشگاه خدمات شهري شهرداري روز آخر با غرفه شهروند آشنا شدم.

ابتدا به قسمت بازرگاني رفتم و پاسخده آنجا مرا به روابط عمومي فرستاد. در آنجا با شخصي به نام جناب عليخاني و دو خانم به نامهاي نسرين نجفي و زهرا رمضاني آشنا شدم. باب دوستي ما با پيشنهاد من آغاز شد. جناب عليخاني به نظر من يك آدم زميني نبود و از طرفي ديگر بهش نمي‌خورد كه پاسخده روابط عمومي باشد. عرض مي‌كنم خدمت شما چرا اينطور مي‌گويم.... گويا فروشگاه‌هاي شهروند از آن ايشان است چون خيلي راحت پاسخ مرا مي‌داد و اين شان مي‌دهد كه مديران آنجا اجازه فكر كردن را به كارمندانش مي‌دهند. اين برخورد را در فروشگاه شهروند آزادگان هم ديده بودم. آنها خودشان را اعضاي يك خانواده مي‌بينند.


ايشان برخورد مصنوعي و سرد و مادي نداشت. خيلي خيلي با عشق پاسخ مي‌داد. امواجي كه از او به من مي‌رسيد نشان دهنده اين بود كه هنوز بال و پرش باقي مانده و خودش را ارزان نفروخته است.

توانگري و دولتمندي او نشان مي‌داد كه عشق الهي درونش شلعه‌ور است. ايشان پذيرفتند كه مقداري نان شهروند را به عنوان هديه در را ادامه دهند. او و سازمان شهروند، نسبت به اين طرح سرشار از محبت بود.

 

 

 

زماني كه بسته‌هاي نان را بين بچه‌ها تقسيم مي‌كرديم احساسي كه بچه‌ها داشتند اين را نشان مي‌داد كه اهدا كنندگان از سر عشق هديه دادند نه به خاطر چيزي و اين اتفاق در اين دنيا كه مردانش عصا از كور مي‌دزدند جالب است.

 

Add comment


Security code
Refresh

توجه کنید


دانشنامه انسان شناسى راه اندازى شد
ویژه اعضا

Translate
English French German Italian Portuguese Russian Spanish
رويدادها
گفتگو با من
ورود به سايت